من:نمى دانم كى قرار است همديگر را بشناسيم؟
خودم:احتمالاً وقتى كار از كار گذشته باشد!
من:وقتى همه چيز تمام شده
خودم:يقين دارم پس از مرگ هم قادر به شناسايى هم نيستيم
من:خيلى دردناكه
خودم:خيلى هم دردناك نيست،حداقلش اينه كه مساوى هستيم
من:كاش ميتوانستى بلند حرف بزنى،طورى كه همه ى جهان صداى تو را بشنوند
خودم:..........
من:...............................
پ ن:سرم به سنگينى سرب،از اين چرخش دوارِ خنده دار
برچسب:
نویسنده: متین حسینیپور